اگر قورباغه بودم از آن سیگاری‌ها می‌شدم!

اگر قورباغه بودم از آن سیگاری‌ها می‌شدم!

زهرا مرادپور

شاید هم از آن الکلی‌ها...

دست نزن

آخرین نوشته‌ها

از «نویسنده» متنفرم

موقع والیبال می‌دویم اما به‌مان نمی‌گویند دونده. مي‌پریم اما لزوما پرنده نمی‌شویم. عرق هم می‌کنیم اما ما را با عبارت «عرق‌کننده» معرفی نمی‌کنند.   موقع نگاشتن یک متن می‌نویسم، خط

ادامه‌ی نوشته »

اهمال‌کاری چیست؟

تا به حال با ملاقه چای نوشیدید؟ مظفر با ملاقه چای می‌نوشید. مرحوم آدم عجیب‌ غریبی نبود. فقط شدیدا اهمال‌‌کار بود. همیشه در گوشه‌ی آشپزخانه‌اش یکی دو صف مورچه به

ادامه‌ی نوشته »

به فاک رفتن مونیکا بلوچی

«آیا مونیکا بلوچی واقعا در فیلم برگشت‌ناپذیر گاییده می‌شود؟» بعد از ۹ دقیقه‌ی معروف تجاوز به مونیکا بلوچی این سوالی بود که ذهنم را درگیر کرد. «واقعا ممکن است تا

ادامه‌ی نوشته »

نم شور دریا

کنار دریا زندگی می‌کرد. ماهی‌گیری؟ نه شغلش ماهی‌گیری نبود. هر کسی یکم منطق داشته باشه می‌فهمه که با ماهی‌گیری نمی‌شه پول به درد بخوری به جیب زد. هر وقت بهش

ادامه‌ی نوشته »

پرندهٔ لعنتی

یک روز همهٔ جوجه‌ها بالاخره پریدند و پرواز کردند. آن وقت به او هم گفتند: «بیا دیگر.» اما او همین که بال‌هایش را گشود به طرز احمقانه‌ای زمین خورد و

ادامه‌ی نوشته »

کلمات باشکوه

از قطره‌طلا خوشم می‌آید. به نظرم فکر بکری بوده که چنین اسمی برای میوه‌های درخت آلو بگذارند. کلمه‌ای‌ست کاملا تصویری. می‌توانم این جور تصور کنم که درخت آلوی قطره‌طلا ابتدا

ادامه‌ی نوشته »

زنجره

در یک فضای خاکستری زنجره را می‌بینیم که سبز است. زنجره تنها رنگ آن دنیای خاکستری‌ست. زنجره سبز قشنگی دارد ولی آدم‌های خاکستری این را نمی‌فهمند و مدام زجرش می‌دهند.

ادامه‌ی نوشته »