اگر جور دیگری بود…
یک روز شیطان حسادت نکرد و همچنان محبوب خدا ماند. یک روز مار، دست و پا* داشت چون حوا را وسوسه نکرده بود. یک روز حوا سیب نخورد و از
یک روز شیطان حسادت نکرد و همچنان محبوب خدا ماند. یک روز مار، دست و پا* داشت چون حوا را وسوسه نکرده بود. یک روز حوا سیب نخورد و از
1-کمالگرایی درباره ایده، خیال پردازی کردن؟ نه درواقع تصور ایده با جزئیات فراوان، در درخشانترین حالت خود. 2_به تاخیر انداختن به هرحال اجرای این تصورات خداگونه، انرژی زیادی لازم
با چه چیز میتوانم تو را نگه دارم؟ من به تو خیابانهای باریک، غروبهای درمانده و ماهِ حوالی ناهموار را پیشنهاد میدهم من به تو تلخی نگاه مردی را تقدیم
فکر میکنم ملاقات با اولین موی سفید، کمی سخت باشد. امیدوارم اولین موی سفیدم، در پشت و زیر انبوه موهای دیگرم پنهان شود. امیدوارم دومین موی سفیدم هم همانجا باشد.
شاید بگویید: تو چه کار این کلمهها داری؟ نکند میخواهی فارسی را اصلاح کنی؟ در دفاع باید بگویم که: اصلا و ابدا سعی بر اصلاح کلمات فارسی یا کلا زبانهای
اولین دیدارم با او این جوری بود که بابا یک جعبه مو جلوی من گذاشت. بله درست خواندید. مو! موها در هم تابیده و به رنگ قهوهای عسلی بودنند.
مکانی مقدس/ برای گند زدن/ مثل قبر…» ادامه